چرا باید برای زندگی‌مان برنامه‌ریزی داشته باشیم؟

امروزه افراد بسیار زیادی هستند که بر اهمیت برنامه‌ریزی برای کل زندگی تاکید می‌کنند. بسیاری معتقد هستند که با برنامه‌ریزی، زندگی ما هدفدار می‌شود، نظم می‌گیرد و مدیریت جنبه‌های مختلف آن برایمان آسان‌تر می‌شود.

ذات برنامه‌ریزی به گونه‌ای است که توجه ما را به سمت اهداف و مواردی که برایمان اولویت دارند، جلب می‌کند و در نتیجه ما نیز ناخودآگاه زمان و تمرکز بیشتری را برای به انجام رساندن آن‌ها صرف می‌کنیم. اما برنامه‌ریزی صحیح چه ویژگی‌هایی دارد و چرا زندگی مدرن امروزی به داشتن برنامه‌ریزی متکی است؟ ما در این مقاله قصد داریم تا به این پرسش‌ها پاسخ دهیم.

چرا زندگی مدرن به برنامه‌ریزی متکی است؟

به اطراف خود نگاهی بیندازید: گوشی تلفن، تلویزیون، تبلت، قبض‌های آب و برق و تلفن، چارت کاری، برنامه درسی فرزندان، رسیدگی به والدین، برنامه‌ریزی برای تولد همسرتان و هزاران کارهای کوچکی که می‌توانند به راحتی برنامه یک روز یا یک هفته ما را پر کنند. ما در دنیای مدرن در دریایی از کارهای مهم و یا کم اهمیت غرق شده‌ایم و اگر کنترلی بر روی زمان و انرژی خود نداشته باشیم، به راحتی می‌توانیم از مسیر دستیابی به اهداف بلند مدت خود خارج شویم. برنامه‌ریزی برای زندگی، روشی منطقی و اصولی برای نگه داشتن ما در مسیر است.

برنامه‌ریزی کنترل زندگی را به دستان شما می‌سپارد. با داشتن برنامه، شما مجبور به انتخاب میان کارهای مختلف می‌شوید و تصمیم می‌گیرید که بر اساس اولویت‌های خود، چه کارهایی را انجام دهید. برنامه‌ریزی امکان انجام کارهای تصادفی را از شما می‌گیرید و اجازه نمی‌دهد دیگران برایتان تصمیم بگیرند.

برنامه‌ریزی نقشه راهی است که ما آن را مسیر زندگی می‌نامیم. با کمک برنامه‌ریزی برای هر هدفی، شما نه تنها می‌توانید نحوه رسیدن به هدف را درک کنید بلکه میزان پیشرفت و چالش‌های روبرو را نیز برایتان مشخص‌تر می‌شود. داشتن برنامه‌ریزی (چه به صورت برنامه‌ریزی روزانه و چه به شکل برنامه‌های بلند مدت برای اهداف خاص) از صرف زمان و انرژی برای کارهای بی اهمیت‌تر جلوگیری می‌کند و تصمیم‌های غلط شما را، حتی در سطح ناخودآگاه، کاهش می‌دهد.

اگر نتوانید اهداف زندگی خود را برای بیش از 25 ثانیه توضیح دهید، در واقع هیچ برنامه‌ای ندارید!

در مطالعه اخیر گروهی از روانشناسان و جامعه شناسان در آمریکا مشخص شده است که اکثریت مردم نمی‌توانند بیش از 25 ثانیه در خصوص برنامه‌های زندگی خود صحبت کنند. اکثر شرکت‌کنندگان در این آزمایش، یک ایده کلی از آرزو یا خواسته‌های خود از زندگی ارائه دادند اما زمانی که از آن ها در خصوص نحوه به دست آوردن هدف، چالش های پیش رو و گزینه های جایگزین این هدف سوال شد، افراد تمرکز خود را از دست داده و گیج شدند.

این بدان معناست که برای اکثریت این جامعه آماری، اهداف زندگی بیشتر شبیه به یک ایده ابتدایی و خام هستند و هیچ رویکرد یا استراتژی بالغانه و محکمی برای دستیابی به آن وجود ندارد.

به عنوان مثال، فرض کنید که یکی از اهداف شما در زندگی، کسب مهارت در نواختن یکی از آلت‌های موسیقی باشد. برای دستیابی به این هدف چه کارهایی انجام داده اید؟ آیا در کلاس موسیقی ثبت نام کرده اید؟ چند ساعت در روز تمرین می کنید؟

با توجه به برنامه‌ریزی خود، چند ماه دیگر می توانید دو یا سه قطعه را به طور کامل اجرا کنید؟ یا شاید مثل خیلی از افراد دیگر، ساز خود را خریده اید، کلاس هایتان را نامنظم دنبال می کنید و به دنبال روزی هستید که زمان کافی برای تمرین داشته باشید؟ اگر به هیچ کدام از این سوالات فکر نکرده باشید یا برای اجرای این هدف اقدامی انجام نداده باشید، ایده شما خام است.

برنامه‌ریزی برای زندگی: چالش‌ها

مهمترین چالش برنامه‌ریزی برای زندگی، غیر قابل پیش بینی بودن آن است. گاهی اوقات زندگی ممکن است آنقدر پیچیده و طاقت فرسا شود که اکثر مردم در متن روزمرگی و مشکلات آن حل شوند. بیشتر مردم به جای وفادار بودن به اهداف مشخص و برنامه‌ریزی های خود و همچنین استفاده از استراتژی ها و ابزارهایی برای دستیابی به اهداف، تسلیم می شوند و اجازه می دهند جریان زندگی آن ها را به هر طرف که بخواهد ببرد. م

ا نمی توانیم تمام اتفاقاتی که در طول یک ماه و یا یک سال رخ می دهند را کنترل کنیم و به طور قطع نمی توانیم انتظار داشته باشیم همه چیز تمام و کمال مطابق با برنامه‌ریزی ما پیش برود. با این حال این به معنای کنار گذاشتن اهداف و برنامه‌ریزی‌هایمان و یا دست برداشتن از تلاش نیست. بلکه یک برنامه‌ریزی اصولی، فضای کافی برای بروز خطا و امور غیر قابل پیش بینی را در نظر می گیرد و به شما کمک می کند، حتی با وجود اتفاقات غیر منتظره، چگونه در مسیر باقی بمانید و به اهداف خود دست پیدا کنید.

شش قدم برای مشخص کردن اهداف و طراحی یک استراتژی واقع بینانه برای دستیابی به آن‌ها

برای آنکه یک برنامه‌ریزی واقع بینانه، منعطف و موفق داشته باشید، می توانید شش مرحله زیر را که در قالب دو بخش "اهداف" و "استراتژی" ها عرضه می شوند،دنبال کنید. اگر در پیدا کردن هدف زندگی خود دچار مشکل هستید و یا دوست دارید به ذهن خود نظم ببخشید، راه حل های ارائه شده در بخش اهداف می توانند به کمک شما بیایند. اگر در خصوص برنامه‌ریزی و دستیابی به اهداف خود دچار مشکل هستید راه حل های طراحی شده در بخش استراتژی برایتان مناسب خواهند بود.

اهداف: چه چیزی شما را خوشحال می‌کند؟

یک لیست از مواردی که سبب خوشحالی شما می شوند را آماده کنید و تلاش کنید با خود صادق باشید. چه فعالیت هایی باعث شادی بیشتر شما می شوند؟ پاسخ های خود را با توجه به مهارت ها، محدودیت ها و وظایف روزانه خود محدود نکنید. ممکن است شما عاشق آشپزی یا خیاطی باشید یا نواختن ساز، خواندن کتاب، وقت گذراندن با دوستان و یا تماشای فیلم را به لیست خود اضافه کنید.

به هنگام انتخاب فعالیت محبوب خود، به این فکر کنید که اگر هر روز مجبور باشید آن را انجام دهید، آیا باز هم خوشحال و راضی خواهید بود یا اینکه خیلی زود خسته و دلزده می شوید. با توجه به این موراد لیست خود را تهیه کنید.

اهداف: نقاط قوت شما کدامند؟

در چه کارهایی خوب هستید؟ شما می توانید برای پاسخ به این پرسش نظر دیگران را نیز بپرسید. غرور خود را کنار بگذارید و سعی کنید واقع بینانه با این پرسش روبرو شوید. ممکن است با خود فکر کنید در نگهداری از گل و گیاه مهارت دارید اما دیگران، نظری متفاوت داشته باشند. سعی کنید مهارت های خود را هم از چهارچوب اول شخص و هم از چارچوب سوم شخص بررسی کنید.

اهداف: چگونه موارد موجود در این دو لیست را به یک فعالیت تاثیرگذار و درآمدزا تبدیل کنیم؟

زمانی که خواسته ها، علایق و توانمندی های خود را پیدا کردید تلاش کنید تا با ایجاد ارتباط میان آن ها، یک فعالیت روزانه برای خود تعریف کنید. چگونه می توان از این فعالیت روزانه کسب درآمد کرد؟ به عنوان مثال، اگر به موسیقی علاقه مند هستید و مهارت خوبی در نواختن پیانو دارید، می توانید به کلاس خصوصی برای کودکان و یا نواختن در خانه های سالمندان به صورت خیرخواهانه فکر کنید. اگر مهارت لازم برای نواختن پیانو را ندارید، می توانید برای یادگیری اقدام کنید.

برای آنکه این ایده خود را به یک فعالیت حرفه ای تبدیل کنید به چه مدارکی نیاز دارید؟ چقدر زمان لازم است؟ چقدر از وقت روزانه یا هفتگی خود را دوست دارید به این کار اختصاص دهید؟ شما حتی می توانید این هدف بلند مدت را به قدم های کوچکتر تبدیل کنید و به مرور به آن دست پیدا کنید.

استراتژی‌ها: چقدر زمان دارید؟

زمان فاکتور بسیار مهمی است. اگر شغل تمام وقت دارید، پدر یا مادر هستید و یا مسولیت های زیادی دارید، فاکتور زمان برای شما بسیار معنی پیدا می کند. با اولویت بندی فعالیت های روزانه (چه در زندگی شخصی و چه در زندگی کاری) و برنامه‌ریزی بر اساس مقدار زمانی که هر فعالیت نیاز دارد، می توانید مهم ترین وظایف روزانه خود را به انجام برسانید. جادوی برنامه‌ریزی به کمک شما می آید و از صرف زمان و انرژی در بخش هایی که چندان اولویت ندارند، جلوگیری می کند.

به عنوان مثال، فرض کنید شما مادری شاغل هستید که باید به کودکان خود در انجام تمرین هایشان نیز کمک کنید. در صورتی که برای روز خود برنامه‌ریزی داشته باشید و به آن پایبند باشید، آگاهانه زمان خود را در طول روز تقسیم می کنید و به احتمال زیاد فعالیت های از پیش برنامه‌ریزی نشده ای مانند خرید، تلفن های طولانی مدت با دوستان و یا جلسات کاری طولانی مدت در بعد از ظهر را قبول نخواهید کرد. این رویکرد برای برنامه‌ریزی در هر مقیاسی کاربرد دارد.

استراتژی‌ها: اختصاص فضا

گاهی اوقات برای انجام یک فعالیت مستمر، نیاز به یک فضای مشخص داریم. به عنوان مثال، اگر به دنبال نوشتن کتابی هستید یک میز و صندلی راحت در گوشه ساکت خانه و یا یک کافه خاص و دنج، فضای شما برای دستیابی به هدفتان هستند. اگر به دنبال راه اندازی یک استارتاپ هستید، احتمالاَ به تجهیزات و فضایی مشخص برای یادداشت اهداف و جلسات با همکارانتان نیاز دارید. فراموش نکنید که برنامه‌ریزی برای هدف، تنها شامل نوشتن و تخصیص زمان به کارهای مختلف نیست؛ گاهی برنامه‌ریزی باید به شکل فیزیکی در متن زندگی شما نمود پیدا کند. 

انتشار در: