آیا به بحران میانسالی دچار شده‌اید؟

با شنیدن عبارت "بحران میانسالی" تصویری کلیشه ای در ذهن ما نقش می بندند: مردی در اواخر 40 سالگی یا اوایل 50 سالگی و خرید یک ماشین اسپرت قرمز براق برای آنکه ثابت کند احتمالاً هنوز جوان، قبراق و سرحال است. به لطف تصویرگری رسانه‌ها  این وجه از بحران میانسالی، معمولا بیش از بخش‌های دیگر آن شناخته شده است. اما بحران میانسالی چیست و چه علائمی دارد؟

بحران میانسالی را بهتر بشناسیم! 

به عنوان یک پدیده روانشناختی، "بحران میانسالی" در سال  1984 و پس از انتشار کتابی به نام "گذرگاه ها" توسط روزنامه نگار گیل شیلی، رواج پیدا کرد. بر این اساس، "بحران میانسالی" شکلی از اضطراب است که بیشتر در افراد میانسال رایج می باشد. شاید پرسش "آیا زندگی من همش همین بود؟" بهترین شکل توصیف دغدغه افرادی باشد که با بحران میانسالی دست به گریبان هستند. بر اساس کتاب شیلی، تمامی زنان و مردان در دوره ای از زندگی خود با بحران میانسالی دست و پنجه نرم می کنند.

این بحران می‌تواند در بازه سنی 37 تا 42 سالگی بروز کند. سوزان کراس ویتبورن، نویسنده و استاد برجسته دانشگاه ماساچوست در امهرست  کاملا مخالف استفاده از عبارت "بحران میانسالی" برای توصیف این برهه از زندگی است. او معتقد است که افراد در بازه‌هایی از زندگی خود، نفس مرگ را درک می‌کنند، به معنای زندگی پی می‌برند، لزوم وجود هدف در زندگی را احساس می‌کنند، با دیگران ارتباط بهتری برقرار می‌کنند و در نتیجه متوجه زمان اندک برای بهره مند شدن از تمام لذت‌های زندگی می‌شوند.

در این حالت است که اضطراب بر فرد غلبه می‌کند و این اتفاقی است که در هر سنی ممکن است رخ دهد. بنابراین "بحران میانسالی"، آنطور که سوزان کراوس آن را توصیف می‌کند، "تمامیت نفسانی" است که محدود به سن یا جنسیت خاصی نمی‌شود.

آیا بروز بحران میانسالی امری طبیعی است؟

در حالی که بحران میانسالی به طور رسمی قابل تشخیص نیست، جامعه اغلب از آن برای توصیف آشفتگی ای که بسیاری از مردم در نقطه میانی (یا نقطه گذار) زندگی خود احساس می‌کنند، استفاده می‌کند. فاینمن می‌گوید: "از برخی جهات، بحران های میانسالی بخشی طبیعی از زندگی است. علی رغم تلاش ناخودآگاه ما برای ایجاد اطمینان و ثبات در زندگی، ذات انسان بی ثبات است و این امر می‌تواند در مراحلی، اضطراب به همراه داشته باشد.

زمانی که انسان به اطمینان و ثبات وهمی خود در زندگی پی ببرد، درک و تعریفش از دنیا تغییر می‌کند و این تغییر ناگهانی می‌تواند اضطرابی ناخوشایند را به همراه داشته باشد".

چگونه می‌توان بحران میانسالی را تشخیص داد؟

بحران میانسالی ممکن است در افراد با نشانه‌های مختلفی ظهور کند، اما برخی از رایج‌ترین و عمومی‌ترین علائم آن که تقریباً همگان به آن باور دارند، عبارتند از:

• تصمیم‌گیری‌های عجولانه

• نوسانات خلقی

• تغییرات چشمگیر در روتین‌ها و برنامه‌های روزانه

این موارد ممکن است به منزله ترک ناگهانی شغلی طولانی مدت، خریدن اجناس گران قیمت، افسردگی یا به وجود آمدن تغییرات در برنامه خواب باشد. یکی دیگر از ویژگی‌های مشترک تمام بحران‌های میانسالی، غرق شدن در حسرت است.

دکتر برایان وینر، روانشناس بالینی و مدیر ارشد بالینی Journey Pure در این راستا معتقد است که: "اغلب، چنین بحران‌هایی باعث می‌شود که فرد به چند دهه قبل زندگی خود بازگردد و از تصمیمات و کارهای خود در زندگی احساس پشیمانی کند، خواه این امر صرف وقت با یک شخص اشتباه باشد یا ماندن در شغلی که  آن را از ابتدا دوست نداشته است. گاهی افراد دچار این بحران، ممکن است به روزهای شادتر زندگی خود نگاه کنند و از وضعیت فعلی خود احساس نارضایتی کنند. در این شرایط بازگشت به زندگی و حل بحران میانسالی حتی دشوارتر خواهد بود".  

اغلب علائم و نشانه‌های بحران میانسالی منفی هستند اما این قانون برای تمام افراد صادق نیست. در یک مطالعه در سال 2017، محققان دریافتند که بحران‌های میانسالی، در برخی از افراد ایجاد حس کنجکاوی می کنند. در این صورت ممکن است افراد ایده‌های جدید و توجه بیشتری را نسبت به جهان پیرامون خود تجربه کنند.

بیشتر بخوانید: مشاوره تلفنی ازدواج، مشاوره تلفنی طلاق و مشاوره تلفنی خانواده

علت اصلی بحران میانسالی تحلیل قوای جسمانی است

مطالعات نشان داده است که بحران میانسالی در زنان و مردان همزمان با به وجود آمدن تغییراتی در قوای بدنی و ظاهر افراد، در اثر افزایش سن، بروز می‌کند. به عنوان مثال، سفید شدن موها، رشد چین و چروک‌ها و یائسگی، از جمله مهم‌ترین عواملی هستند که بحران میانسالی را در زنان به وجود می آورند.

علاوه بر تغییرات در قوای جسمانی، بزرگ شدن فرزندان و خالی شدن بخش بزرگی از برنامه روزانه، می‌تواند اهداف و روتین روزانه افراد را در میانسالی به چالش بکشد و در نتیجه، بحران میانسالی را به وجود آورد. در این زمان است که افراد لزومی به ابراز توجه به نیاز های دیگران نمی‌بینند  و زمانی کافی برای مراقبت از خود پیدا می‌کنند؛ اما همین خالی شدن ناگهانی برنامه روزانه می‌تواند احساس پوچی و بی هدفی را نیز در افراد به وجود آورد.

 

چه عواملی در به وجود آوردن بحران میانسالی موثر هستند؟

عوامل مختلفی می‌توانند زمینه ساز بحران میانسالی در افراد و یا تشدید شرایط بحرانی شوند. ما در این بخش برخی از مهم ترین عوامل را بررسی خواهیم کرد.

• انتظار بیش از حد

 بسیاری از افراد، فارغ از دستاوردهایشان، خیلی سخت احساس رضایت و موفقیت را تجربه می‌کنند. با بالا گرفتن سطح انتظارات، این دسته از افراد با سخت گیری بیشتری خود و عملکرد گذشته شان را ارزیابی می‌کنند. بدیهی است که در چنین شرایطی، عدم برآورده شدن انتظارات می‌تواند زمینه ساز بروز اضطراب و بحران‌های مختلفی شود.

• گذر زمان و چرخش دیوانه وار عقربه‌ها

با افزایش سن، ممکن است افراد احساس کنند که پنجره فرصت‌ها برای امتحان مسیرها و تجربیات جدید، در حال بسته شدن است. همچنین افراد ممکن است احساس کنند که زمان محدود تری را برای رسیدن به اهداف خود دارند و در نتیجه در مقایسه با افراد جوان تر، بهبود از شرایطی مانند طلاق و یا از دست دادن شغل، برایشان دشوار تر خواهد بود.

• از دست دادن بعضی چیزها

 درست مانند احساس زودگذر بودن زمان، کنار آمدن با ضرر و زیان‌های شخصی مانند نداشتن انرژی بدنی کافی، تغییر در شکل ظاهری یا حتی از بین رفتن برخی روابط دشوار است. در حالی که عده‌‌ای از افراد از تامل در زندگی و دستاوردهای خود لذت زیادی می‌برند، عده‌ای دیگر آماده پذیرش محدودیت‌های جدید و از بین رفتن برخی از توانمندی‌ها و روابط خود نیستند.

در نتیجه، به راحتی وارد دوره‌های افسردگی و اضطراب می‌شوند. این شرایط می‌تواند برای برخی از افراد غیر قابل تحمل شود و در چنین شرایطی، به جای کنار آمدن با واقعیت زندگی، افراد تلاش می‌کنند تا از آن فرار کنند. خرید لباس های جوانانه، انجام عمل‌های زیبایی، خرید ماشین‌های لوکس و مواردی از این قبیل، نشانه‌هایی از تلاش افراد برای فرار و عدم پذیرش واقعیت و محدودیت‌های جدید است.

• گذر از یک انتقال بزرگ

 یک فرد ممکن است پس از تجربه یک تغییر بزرگ در زندگی، دچار بحران میانسالی شود. این تغییر می‌تواند شامل طلاق، از دست دادن شغل، مرگ پدر یا مادر یا جابجایی محل زندگی باشد.

• مواجهه با مرگ و میر

 مرگ اجتناب ناپذیر است، اما فکر کردن مداوم به آن نیز درک این حقیقت را آسان‌تر نمی‌کند. برای برخی دشوار است که با مفهوم مرگ و میر و پیری روبرو شوند. با افزایش سن، مرگ نزدیک تر به نظر می‌رسد و درست همین زمان است که افراد با اضطراب و مشکلات روحی روبرو می‌شوند. چنین رویکردی یک بحران میانسالی تمام عیار را رقم می زند.

 

چگونه با بحران میانسالی کنار بیاییم؟

تجربه بحران میانسالی می‌تواند طاقت فرسا و چالش برانگیز باشد. با این حال، دنبال کردن راهنمایی‌ها و تعیین برنامه‌های کوتاه مدت و همچنین کمک گرفتن از افراد متخصص می‌تواند به شما در این مسیر کمک کند. یکی از روش‌های آسان برای مدیریت بحران میانسالی، پرت کردن حواس از موقعیت ناخوشایند است.

احساس انزوا در میانه بحران میانسالی، امری طبیعی است. با این حال باید بدانید که تنها نیستید. با دوستان نزدیک، اقوام هم سن خود که احساس مشابهی دارند یا تجربه بحران میانسالی را داشته اند، صحبت کنید و از تجربه های آن ها استفاده کنید.

اگر بحران میانسالی به شکل جدی در زندگی روزانه شما تداخل ایجاد کرده است، صحبت با یک متخصص بهداشت روان و دریافت حمایت از افراد حرفه‌ای در این زمینه، اهمیت زیادی پیدا خواهد کرد.

روش‌های درمانی که زیر نظر متخصص اجرا شوند، می‌توانند به شما کمک کنند تا شرایط ناشی از بحران میانسالی را بهتر مدیریت کنید و با یک برنامه مشخص، این مسیر طولانی را طی کنید. بازنگری ارزش ها و درک بهتر برخی از عوامل ریشه ای که زمینه ساز بروز بحران میانسالی شده اند، در این زمان، بهترین روشهای درمانی ای هستند که می توانند به کمک شما بیایند.

انتشار در: