قفل ذهنی خودت را باز کن

وقتی قرار است یه اجرای خوب را در تحت شرایط سخت و پرتنش داشته باشید، حسابتان با جناب حضرت فیل است. ولی خب می‌گویند الماس در زیر فشار است که قیمتی می‌شود.

قفل کردن و هول شدن ممکن است برای هرکسی اتفاق بیفتد. از بچه مدرسه‌ای گرفته تا یک موزیسین حرفه‌ای در حضور تعداد زیادی تماشاگر.
ولی این وضعیت فقط درشرایطی که فشار از بیرون به شما وارد می‌شود اتفاق نمی‌افتد، بلکه می‌تواند کاملا از درون شما سرچشمه بگیرد و ناگهان احساس کنید که دست پاچه‌اید.

به عنوان مثال یک مطالعه نشان داد افرادِ تنها که خودشان را در معرض معاشرت قرار می‌دهند، با احتمال بالاتری در حین معاشرت قفل می‌کنند. وقتی از سر درماندگی احساس می‌کنیم که نیاز به ارتباط با دیگری داریم، در نهایت، احتمالا گندی بالا خواهیم آورد. از هول و سراسیمگی چایی را روی سر و هیکل کسی خالی می‌کنیم، تنه می‌زنیم و خودمان هم نمی‌فهمیم که داریم دقیقا چه کاری انجام می‌دهیم.

ما توسط نگرانی‌های خودمان به فنا می‌رویم

اولین نوع قفل کردن زمانی اتفاق می‌افتد، که به وضعیتی که قرار است در آن اجرایی داشته باشیم، فکر می‌کنیم. مثلا از مصاحبه‌ای که قرار است انجام دهید گرفته تا بخش کردن کلمه در کلاس دوم ابتدایی جلوی سایر همکلاسی‌ها.

در این کارها، شما به حافظه‌ی کاری‌تان برای انجام بهترین اجرا متکی‌ هستید. در این مرحله اگر نگرانی به سراغ‌تان بیاید، هول شده و ناگهان ممکن است ناخواسته قفل شید. افکار مزاحم که به شما می‌گویند «گندی بالا خواهید آورد» حافظه‌ی کاری را اشغال کرده و اجازه نمی‌دهد که شما بتوانید از آن تمام و کمال بهره ببرید. همین امر موجب می‌شود که از سطح توانایی خود پایین‌تر ظاهر شوید و با افتادن در یک دور معیوب، سطح استرس‌تان بالاتر رفته و در نهایت کاملا قفل کنید.

تمرین کنید، اضطراب‌هایتان را نیز تمرین کنید

زمانی که احساس می‌کنیم کسی ما را می‌بیند، هوشیاری ما نسبت به خودمان افزایش پیدا می‌کند. سعی می‌کنیم که نرمال رفتار کنیم و به قولی خیلی تابلو نباشیم. حالا چه بخواهیم یک پنالتی در جلوی چشم هزاران تماشگر بزنیم، چه حساب کنید که چقدر باید در رستوران انعام بدهید در حالیکه دوستانتان چشم به دستان شما دارند. ولی فقط ناظر بیرونی نیست که هوشیاری ما نسبت به خودمان را افزایش می‌دهد. خودمان نیز می‌توانیم همین حکم را برای خودمان داشته باشیم.

برای همین، بهتر است به شرایطی که در آن دیگران شما را نظارت می‌کنند عادت کنید. حالا چه ضربه به توپ گلف زدن باشد، چه یک مصاحبه‌ی کاری چه یک نطق در بین یک نفر تماشاگر.

ارائه‌ی خود را در اتاق کنفرانس انجام دهید، ولی پرده‌ها را نکشید. بگذارید هر کسی رد شد شما را در آن حال ببیند. در محوطه زمانی که بیشترین تعداد آدم در حال ترددند، توپ را به سمت سبد پرتاب و تمرین کنید.

اگر هیچکدام از این موارد امکان‌پذیر نیست، از خودتان ویدیو بگیرید. اینکار باعث می‌شود که هوشیاری‌تان نسبت به خود بالا رود. زمانی که احساس می‌کنید کمی مضطربید، تمرین کنید، چرا که این کار به شما کمک می‌کند تا در زمان‌هایی که احساس اضطراب شدید می‌کنید، بهتر با موقعیت کنار بیاید. به هر حال بلدید که مقداری از آن را کنترل کنید، پس بهتر می‌توانید بار اضطراب شدید را به دوش کشیده و خنثی کنید.

اگر قرار است از حافظه‌ی عضله‌ای استفاده کنید، حواس خودتان را پرت کنید.

مغز ما نمی‌تواند که چند کار را به صورت هم‌زمان انجام دهد، ولی اگر کاری که قرار است انجام دهید، فیزیکی‌ست – مثل ضربه زدن به توپ گلف – حواس خودتان را پرت کنید. به عنوان مثال می‌توانید از یه موسیقی کمک بگیرید. محققان به آن بی‌توجهی مطلوب می‌گویند. با تمرکز بر روی موزیک، حواس شما از نگرانی‌ها پرت شده و عملکردتان بهبود پیدا می‌کند.

اینکار از فکر کردن اضافه پیرامون کاری که قرار است انجام دهید جلوگیری کرده و به حافظه‌ی عضله‌ای شما اجازه می‌دهد که کارش را همانگونه که یاد گرفته انجام دهد.

روش های آزاد کردن قفل ذهنی

خواب خوب در شب

خواب هم یکی دیگر از رفتارهای ضروری برای افزایش توانایی مغزی است. برای آنکه بتوانید کنترل بیشتری بر روی چرخه خواب خود داشته باشید، به فرآیند زیر وفادار بمانید:

در ابتدا با بعضی از عادات و رفتارهای کوتاه مدت شروع می‌کنیم، از جمله محدود کردن مصرف الکل، اجتناب از خوراکی‌های کافئین‌دار در بعد از ظهر و تغییردر چیدمان اتاق خواب. بعد از آن بهتر است که یک نمودار از تغییرات دراز مدت برای خود ترسیم کنید. مثل مواقعی که دچار کم‌خوابی یا بی‌خوابی می‌شوید و همچنین تلاش کنید که به برنامه روزانه جدید خود وفادار بمانید.

موسیقی

مدتی را که در حال ایجاد تغییر و دگرگونی در رفتارهای خود هستید، ممکن است به شنیدن مجموعه‌های موسیقی علاقه پیدا کنید. تعداد زیادی پژوهش صورت گرفته بر روی آهنگ‌های موزارت نشان داده است که گوش فرا دادن به موسیقی کلاسیک به افزایش توان مغزی کمک زیادی می‌کند.

در یک نتیجه‌گیری کلی از اکثر تحقیقات می‌توان به این نکته پی برد که گوش دادن به موسیقی مورد علاقه‌اتان می‌تواند موجب افزایش سطح دوپامین در مغز شما شود که در نتیجه آن سطح ادراک و شناخت مغزتان بالا می‌رود.

هوشمندانه و با تکرار و تمرکز عمل کنید

گاهی اوقات انسان‌های باهوش تا حدی عجیب و غریب به نظر می‌رسند. اگر شما هم دوست دارید در زمره افراد باهوش باشید، تلاش کنید با خود حرف بزنید.

نتایج مطالعات اخیر حاکی از آن است که تکرار کردن کلمات، منجر به تمرکز بیشتر مغز می‌شود. در یک تست ساده محققان نشان دادند که، افراد هنگامی که نام شیء مورد نظر را به دفعات برای خود تکرار می‌کنند، آن را راحت تر و سریع‌تر پیدا می‌کنند.

خیالپردازی

شاید شبیه بازی بچه‌ها به نظر برسد، ولی چه اشکالی دارد اگر از کودک درون خود استقبال کرده و قسمتی از زمان کاری خود را به خیال‌پردازی اختصاص دهید؟

موسسه علمی Max Planck که در زمینه‌های علوم شناختی و علوم مربوط به مغز فعالیت دارد، ادعا می‌کند که ظرفیت حافظه مربوط به انجام کارها در مغز برای افراد خیال پرداز بیشتر است. البته یک نتیجه بسیار جالب از این تحقیقات آن بوده که میزان حافظه در کار ارتباط مستقیمی با IQ آنها دارد، یعنی افراد خیال پردازتر در حقیقت باهوش ترند.

به اقدامات پایه ای و بنیادی دست بزنید

اگر تمامی موارد گفته شده کارگر نیفتاد، زمان آن است که بنیادی و ریشه‌ای عمل کنید. نظرتان درباره یک وسیله جالب به نام اختصار TDCS چیست؟ بر اساس تست‌های نظامی موسسه تحقیقات پیشرفته نظامی ایالات متحده، این وسیله می‌تواند توانایی شما را در بازی‌های کامپیوتری افزایش دهد. نیروی هوایی امریکا نیز آن را وسیله موثر در آموزش خلبان‌ها دانسته است به شکلی که می‌تواند زمان آموزش را به نصف تقلیل دهد. به هرحال این وسیله در بازار عرضه شده است و می‌توانید به سادگی از آن استفاده کنید. حتی آموزش‌هایی در اینترنت برای ساخت این وسیله با دو الکترود و یک باتری 9 ولت موجود است.

 کار واقعی و سخت

به مرور زمان متوجه می‌شوید که حتی با افزایش سن‌تان بازهم بخشی از هوش و استعداد شما تلاش می‌کند تا با بازده قبلی به کار خود ادامه دهد. این قسمت از هوش با نام هوش سیال شناخته می‌شود که منجر به تفکرات منطقی، توانایی استدلال و توانایی درحل مشکلات و مسائل (مانند مسائل ریاضی و فنی) می‌شود. این یک قسمت حیاتی از قدرت مغز است. اما روانشناسان دانشگاه میشیگان برخلاف نظریه‌های قبلی مبنی بر غیر قابل تغییر بودن هوش سیال معتقدند که با تمرینات خاص ذهنی موسوم به N-back exercises (تمرینی که شما را آماده می کند تا به یاد آورید که چه زمانی، نشانه‌ای را دیدید یا صدایی را شنیدید) برای مدت 20 روز می‌تواند موجب افزایش هوش سیال شما برای مدت 3 ماه شود.

از برنامه‌ریزی مغز خود نتیجه بگیرید

گام اول

بدانید که افکار منفی ارزشی ندارند. تمایل برای رژیم گرفتن امری بسیار متفاوت نسبت به این است که خود به این نتیجه برسیم که رژیم غذایی حال حاضر ما مناسب نیست.

طبیعی است که کسی اگر به زور رژیم بگیرد، کمتر احتمال دارد موفق شود؛ اما فردی که از غلط بودن رژیم غذایی خود مطمئن است، راهی برای تصحیح و موفقیت خواهد یافت. برای موفقیت در برنامه‌ریزی مجدد مغز خود، باید بدانید که تفکرهای منفی ارزشی ندارند و اگر به این مورد اعتقاد داشته باشید، اعمال بهتری در انتظار شما خواهند بود.

می‌دانید که افکار منفی باعث اعمال و الگوهای منفی می‌شوند. این اعمال می‌توانند زمینه‌ی عدم رضایت از زندگی را فراهم کنند و بی‌ارزش بودن آن‌ها کاملاً مشخص است؛ چرا که هیچ کس را به هیچ مقامی نرسانده‌اند و موفق و شاداب نکرده‌اند.

گام دوم

مغز شما بسیار منعطف است و مانند یک موم قابل شکل‌دهی است. مغز مانند یک کامپیوتر است و اطلاعات را گرفته و از آن‌ها استفاده می‌کند. به قدرت کامپیوتر خود اعتماد دارید؛ پس باید هزاران برابر به توانایی مغز خود اعتماد کنید.

اگر اطلاعاتی را وارد مغز خود کنید، آن‌ها را طبقه‌بندی کرده و راه‌حلی برای آن می‌یابد. مانند کامپیوتر اگر نحوه‌ی ورود اطلاعات و طبقه‌بندی آن‌ها را تغییر دهید، خروجی نیز تغییر خواهد کرد. از چهارچوب مغزی خود خارج شوید، با این کار سیستم‌عامل جدیدی برای مغز خود خواهید یافت که حتی بهتر از سیستم قبلی کار می‌کند.

گام سوم

مطمئن باشید که می‌توانید هر کاری که می‌خواهید را انجام دهید. جمله‌ی من می‌خواهم کاری را انجام دهم و من می‌توانم کاری را انجام دهم، کاملاً متفاوت از یکدیگر هستند.

مثبت فکر کنید چرا که با تفکر مثبت، و اعتقاد به این که می‌توانید کاری را انجام دهید، فرصت‌های پیش‌ رو خود را برای شما نمایان خواهند کرد، راه شما روشن‌تر خواهد شد و مسیرتان مشخص‌تر از قبل.

گام چهارم

همه‌ی افکاری که به سمت شما می‌آیند را به چالش بکشید. هر چه در تمرین برنامه‌ریزی مجدد مغز پیشرفت می‌کنید، بیشتر و بیشتر به چالش کشیدن افکار خود بپردازید. اگر افکاری به سراغ شما می‌آیند که عقاید دیگران بوده و متعلق به شما نیستند، آن‌ها را به چالش بکشید و اگر فکر بهتری دارید آن را عملی کنید.

فرهنگ‌های ما مسیر مشخصی دارند و ما با این فرهنگ، تفکر و انجام کارها را یاد می‌گیریم. بهتر است مغز خود را بیشتر به کار بگیرید و مسیری که برای تفکر مثبت شما خوب و با ارزش‌های شما مطابق است را انتخاب کنید.


 

انتشار در: