قدرت انگیزه داشتن را دست کم نگیرید!

کافی است یک ایده تاثیر گذار را در ذهن خودمان داشته باشیم و در کسری از ثانیه، صدها دلیل مختلفی را که می‌تواند ما را به ایده ذهنی‌مان نزدیک کند، با خودمان مرور کنیم. وقتی زندگی خودمان را با همان ایده تحقق یافته خودمان تصور کنیم، همه چیز ظاهر متفاوتی پیدا خواهد کرد.

یقین بدانید که اگر در لحظه‌ای، هدف‌های خودتان را در فکرتان مرور کنید، تنها پنج ثانیه زمان برای انجام فعالیتی در جهت تحقق آن اهداف نیاز خواهید داشت، اگر از این فرصتی که برای خودتان فراهم کرده اید، بهره ای نبرید، مغز شما به سرعت این تفکرات را سرکوب خواهد کرد.

وقتی به سمت هدفی گام برمی‌دارید، صحبت از رسیدن به خط پایان و کسب موفقیت‌های مورد انتظارتان، چندان امری دور از ذهن نخواهد بود. مطمئنا در این راه تلاش‌هایتان را دو چندان خواهید کرد و هر قدم که به رویایتان نزدیک می‌شوید را زیر نظر خواهید داشت.

اما این امکان وجود دارد که در مسیر رسیدن به موفقیت هایتان، نگرش و انگیزه‌ای که در ابتدای راه داشته‌اید را به فراموشی بسپارید، دچار نگرانی و تشویش شوید، و به طور کل کوشش‌های شخصی خودتان را بی ثمر و بی حاصل بیابید.

توصیه ای که در اینجا می‌توان ارائه داد، این است که سعی کنید تحت هر شرایطی، خودتان را در انگیزه‌ غوطه ور سازید.

یکی از راه های تحقق این امر، استفاده از تخته آرزوها است. تخته آرزوها، مجموعه ای از عوامل انگیزشی، تصاویر و حتی گفتارهایی است که در یک محل گردآوری می‌شوند، و در نقطه‌ای که هر روز در معرض دیدتان قرار دارد، نصب می‌شوند.

شما هر روز به این تخته آرزوها نگاه می‌کنید و به این ترتیب دائما اهداف مهمتان را برای خودتان یادآوری می‌کنید. به این ترتیب در همه حال در انگیزه های بزرگ خودتان غرق خواهید شد و در واقع همیشه با آنها زندگی خواهید کرد.

هنگامی که احساس می‌کنید علاقه‌ای به انجام کاری یا کارهایی ندارید، به خود بگویید که اگر این بخش کتاب را خواندم یا این گزارش‌ها را تمام کردم، می‌روم بیرون قدم می‌زنم و یک بستنی (یا هر چیز دیگری که به آن علاقه دارید) می‌خورم.

مانند یک انسان با انگیزه رفتار کنید

اگر بی‌حوصله‌اید و انگیزه کاری را ندارید، تصور کنید که سرشار از انگیزه‌اید. حسن این کار در این است که به محض شروع، آرام آرام احساس می‌کنید که شور و علاقه، حقیقتا در وجود شما زنده شده است.

از خودت سوال کن!

هنگام صبح چند سؤال مثبت و روحیه‌بخش از خود بپرسید: هر روز صبح از خود ۵ سؤال سه بخشی امیدوارکننده بپرسید:

• در حال حاضر در زندگی از چه چیزی راضی هستم؟

• چه ویژگی‌ مرا خوشحال می‌کند؟

• چگونه در من این حالت را به‌وجود می‌آورد؟

بسیار مهم است که شما واقعا بدانید که چگونه و چرا این شرایط به شما احساس خوبی را منتقل کرده است.

این پرسش‌های صبحگاهی فوق‌العاده‌ هستند، زیرا نحوه قرارگرفتن آنان، به شما امکان درک عمیق از شرایط موجود را می‌دهد و سپس آن احساس مثبت را به شما منتقل می‌کند.

با انجام این کار با یک تیر دو نشان می‌‌زنیم! هم انگیزه‌ ی خود را بالا خواهیم برد، هم از زندگی‌ مان لذت می‌‌بریم.

پیش از هرچیز باید ارزش‌ های خود را بشناسیم.

با شناسایی ارزش‌ هایمان می‌ توانیم میان آنها و کارهای روزانه‌ مان ارتباط برقرار کنیم. برای مثال ماجراجویی، یادگیری و برتری‌ داشتن برای من با‌ ارزش هستند. بنابراین زمانی‌که پروژه‌ ای به من داده می‌شود، من فقط پروژه را انجام نمیدهم، بلکه یک ماجراجویی فوق‌ العاده را تجربه می‌کنم.

وقتی پروژه‌ ای دارم که از انجام آن لذت نمیبرم، راهی پیدا می کنم تا بتوانم از آن پروژه چیز جدیدی یاد بگیرم. از همه‌ ی اینها بهتر به‌ دنبال کسی می‌ گردم تا میانبرهایی برای انجام بهتر، سریعتر یا ارزان‌ تر آن پروژه به من نشان بدهد. ساده‌ ترین ارزشی که می‌ توانم پیدا کنم، بهتر شدن است.

اهدافت را شفاف سازی کن!

زمان و مکان هدف‌های خود را تغییر دهید: هدف‌های بزرگ و ویژه برای خود در نظر بگیرید. اهداف بزرگ‌تر نسبت به هدف‌های کوچک‌تر، انگیزه بیشتری در فرد به‌وجود می‌آورند. هدف بزرگ اثر بیشتر و عمیق‌تری دارد و می‌تواند منشأ تولید انگیزه‌های قوی شود.

قدرت انگیزه

به موسیقی مورد علاقه‌تان گوش کنید:

موسیقی و ملودی های مختلف می تواند احساسات شما را تحت کنترل خود قرار دهد. یک قطعه موسیقی می تواند ما را در سخت ترین شرایط به تحرک و حرکت وا دارد و احساسات ما را برانگیزد. دقیقا به همین خاطر است که فیلمسازان از موسیقی در فیلم هایشان استفاده می کنند و هر جا که بخواهند حس خاصی را در مخاطبان خودشان القا کنند، از موسیقی بهره می گیرند. در این میان بایستی به قدرت موسیقی در ایجاد و احیای انگیزه های درونی خودمان هم توجه نماییم.

فرقی نمی‌کند که آهنگ مورد علاقه ما، قطعه ای بی کلام باشد یا آوازی همراه با موسیقی ساده و بدون ریتم. به هر حال یک ملودی خاص می تواند تاثیری شگرف بر احساسات ما داشته باشد و انگیزه ای گرانبها در راه کسب موفقیت برایمان ایجاد نماید.

بنابراین سعی کنید در میان تمام فعالیت هایتان، وقت مختصری را هم به گوش دادن به موسیقی اختصاص دهید و در این زمان ها، از آهنگ های محرک و اثرگذار خودتان غافل نشوید. هر وقت که احساس کردید به انگیزه بیشتری در راه رسیدن به اهدافتان نیاز دارید، دکمه پلی را فشار دهید و موسیقی مورد علاقه خودتان را بشنوید.

 

قدرت انگیزه و موسیقی

یک کار کوچک انجام دهید و برای انجام آن برنامه‌ریزی کنید:

یک کار کوچک را آغاز و به پایان برسانید؛ مثلا میز کارتان را تمیز کنید، یک قبض یا رسید را بپردازید و یا ظرف‌ها را بشویید. فقط نیاز به این دارید که کاری را آغاز کنید. وقتی این کار را تمام کردید احساس می‌کنید که آمادگی انجام کارهای بعدی را هم پیدا کرده‌اید. بنابراین وقتی حال و حوصله انجام هیچ کاری را ندارید یک کار کوچک را شروع کنید تا خاتمه یافتن آن شما را بر سر شوق آورد.

کار سخت‌تر را اول شروع کنید:

اغلب هنگامی که به کارهای روزمره خود فکر می‌کنیم به‌نوعی دچار نگرانی می‌شویم که کی و چگونه این همه کار را انجام بدهیم؟

از سخت‌ترین کار شروع کنید. هنگامی که سخت‌ترین کار موجود در فهرست را شروع کرده و به پایان برسانید، احساس می‌کنید که بار سنگینی را از دوش‌تان برداشته‌اید. در این هنگام است که احساس آرامش بیشتری در وجودتان پدیدار می‌شود و بقیه روز اعتماد به‌نفس بیشتری خواهید داشت و نگرانی‌های روزمره‌تان. کاهش پیدا می‌کند.

حفظ انگیزه و توانایی فکری 

وقتی با اهدافی بزرگ روبرو می‌شوید و خودتان را در حلقه محاصره این هدف‌های بزرگ و سخت می‌بینید، حفظ انگیزه و توانایی فکری لازم برای رسیدن به موفقیت برایتان دشوارتر خواهد شد. یکی از بهترین روش‌هایی که می‌تواند در این راه به شما کمک کند، استفاده از فرایند کوچک سازی اهداف است. زمانی که اهداف بزرگ و سنگین خودتان را به صورت لیست کوچکی از هدف های خرد تبدیل می کنید، مسیر موفقیت را برای خودتان همواتر خواهید کرد.

به این ترتیب هر بار که یکی از این اهداف کوچک برایتان محقق می‌شود، احساس می‌کنید که به موفقیت‌هایتان نزدیک‌تر شده اید. همین امر باعث می‌شود که انگیزه‌هایتان همیشه تازه و دست نخورده باقی بماند. به این ترتیب رویایی که برای خودتان متصور بوده اید، از قالب فکر و خیالی وهم انگیز خارج می‌شود و به راحتی قادر به تمرکز و برنامه ریزی برای موفقیت هایتان خواهید بود.

قدرت انگیزه و کوچک کردن هدف

اغلب مردم کمبود انگیزه ندارند، بلکه باورهایی دارند که بسیار محدود کننده است. آنها اغلب کارها را نشدنی می‌‌پندارند. به همین علت مشاهده‌ ی داستان زندگی افراد موفق می‌‌تواند بسیار قدرتمند باشد، زیرا این داستان‌‌ها چشم ما را به دنیایی از امکانات جدید باز خواهد کرد.

اگر می‌ خواهیم بدانیم که انسان‌ ها چه توانایی‌ هایی دارند، سری به کتاب رکوردهای گینس بزنیم. می‌ توانیم در اطراف خود انسان‌ هایی را پیدا کنیم که به‌ طرز شگفت‌ انگیزی غیرممکن‌ ها را ممکن کرده‌ اند. امّا اگر این چنین انسان‌ هایی را پیدا نکردیم متوقف نشویم، با کتاب‌ ها، فیلم‌ ها و داستان‌ های این چنینی به‌ خود یادآوری کنیم که چه‌ قدرتی در ما نهفته است.

باورهای محدود کننده ممنوع!

باورهای محدود کننده به روش‌‌های موذیانه‌‌ای به ذهن ما خطور می‌‌کنند. برای مثال ممکن است زیر لب به خودمان بگوییم: نه، من نمی‌‌توانم! من از عهده‌ ی انجام این کار بر نمی‌‌آیم.

داستان جالبی وجود دارد که در آن یک کک را درون ظرفی شیشه‌ ای قرار می‌ دهند و سر ظرف را می‌ گذارند. کک تمام روز بالا و پایین میپرد تا بتواند از ظرف خارج شود، امّا بالاخره خسته میشود. وقتی سر ظرف را برمی‌ دارند، کک فقط داخل ظرف بالا و پایین میپرد و بیشتر از آن جهشی انجام نمی‌دهد.

آیا الان کک می‌تواند از ظرف بیرون بپرد؟ بله امّا به‌ شرطی که باور محدود کننده‌ ی فعلی‌ اش را کنار بگذارد.

پس باورهای محدودکننده‌ ی خود را کنار بگذاریم و مانند کک درون ظرف شیشه‌ ای نباشیم.

همان‌ طور که بعضی کارها از انرژی ما می‌کاهند و بعضی دیگر به ما انرژی می‌‌بخشد، بعضی افراد هم هستند که انگیزه‌ ی ما را کم می‌‌کنند و برخی دیگر به ما انگیزه‌ ی مضاعف می‌‌بخشند.

پیش از هرچیز این را بدانیم اولین فردی که می‌‌تواند به ما انگیزه بدهد، خودمان هستیم. مربی خود باشیم، نه منتقد. وقتی شکست می‌‌خوریم مدام خود را سرزنش نکنیم، در عوض به‌ دنبال درس‌ گرفتن باشیم. از خود نپرسیم: “چرا مرتکب این اشتباه شدم؟” در عوض بپرسیم: “چطور می‌‌توانم دفعه‌ ی بعد بهتر عمل کنم؟”

به‌ دنبال چیزهایی باشیم که به‌ حرکت روبه‌ جلوی ما کمک بکند و بهترین شکل را از ما نمایان کند.

نیازی نیست در این‌ مورد زیاد فکر بکنیم. کافی است افرادی را که به‌ طریقی به ما انرژی می‌‌بخشند و کمک می‌‌کنند قدرت درون خود را آزاد کنیم، بیابیم. ممکن است این افراد از‌ طریق تمرکز روی استعدادهای خاص ما این کار را بکنند. ممکن است چیزهایی را ببینند که دیگران به آنها توجه نمی‌‌کنند. یا حتی با گفتن جملاتی آن‌ چنان ما را تشویق بکنند که دوباره بلند شویم و بخواهیم دنیا را فتح کنیم!

انتشار در: