علاج ترس از شکست پیش ماست

برای رسیدن به موفقیت، غلبه بر ترس از شکست خوردن، ضروری است.

برای عده زیادی از مردان و زنان بسیار موفق که به دستاوردهای عظیمی در زندگی خود رسیده‌اند، شکست صرفا مانند سنگی زیر پاهایشان بوده که از آن در راه رسیدن به سربلندی و عظمت استفاده کرده‌اند.

مردانی مانند هنری فورد، وینستون چرچیل و توماس ادیسون فهمیده بودند که شکست واقعی در تلاش نکردن است و اگر کاری انجام ندهند، چیزی به وجود نمی‌آید. چه برسد به موفقیت!

هم‌چنین، زنانی مانند امیلی دیکینسون و ماری کوری در ابتدا به موفقیت دست نیافتند و دوران سختی را هنگام تلاش برای دستیابی به آرزوهایشان گذراندند.

چرا انسان‌ها دچار ترس ازشکست خوردن می‌شوند؟

عدم اطلاع از اینکه برای رسیدن به موفقیت واقعا چه چیزی لازم است.

یک دلیل این است که بسیاری از ما، چنان بر روی موفقیت و ظواهر آن تمرکز می‌کنیم که فراموش می‌کنیم موفقیت واقعا مستلزم چه چیزی است. ما به ندرت درباره شکست به عنوان بخشی از زندگی فکر می‌کنیم و این که چه تعداد از داستان‌های موفقیت، صرفا از دل شکست پدیدار شده‌اند. 

هیچکس نمی‌گوید آبراهام لینکلن پیش از رسیدن به ریاست جمهوری، چند مرتبه در انتخابات شکست خورده بود (۸ مرتبه)، بیل گیتس پیش از این که به سمبلی در دنیای کامپیوتر تبدیل گردد، دانشگاه هاروارد را رها کرد یا مایکل جردن پیش از این که یکی از بهترین بازیکنان بسکتبال تاریخ شود، از رسیدن به تیم بسکتبال دبیرستانش باز مانده بود. در عصر رسانه¬‌ها و اخبار فوری، معمولا به جای موانع و تلاش زیادی که جهت نیل به موفقیت صورت می‌گیرد، فقط به جنبه مسحور کننده موفقیت پرداخته می‌شود.

داشتن توقعات غیرواقعی

ما اغلب انتظار داریم در اولین تلاش‌مان موفق شویم و اگر نشویم، فکر می‌کنیم شکست خورده‌ایم. این نحوه برخورد چقدر واقع گرایانه است؟

آیا صرف این که در امتحانی قبول نشدیم، ترفیع کاری نگرفتیم یا از یک دختر/پسر جذاب شماره تلفنش را پرسیدیم و جواب مثبت نگرفتیم، بدین معنی است که هرگز در آن کار موفق نخواهیم شد؟ به هیچ وجه! اما ترس از پذیرفته نشدن یا شکست مانع تلاش مجدد بسیاری از ما می‌شود.

این مسئله در ورزش‌های رقابتی نیز کاربرد دارد. پیش از این که ورزشکاران بفهمند برای برنده شدن به چه چیزی نیاز دارند، باید یاد بگیرند که شکست را بپذیرند. در هر ورزشی، انتظار برنده شدن از ابتدای کار کاملا غیرواقع گرایانه است. شکست بخشی از فرآیند یادگیری نحوه پیروزی است. در دنیای سرگرمی و موسیقی نیز روال به‌همین ترتیب است. اغلب موفقیت‌های یک شبه، سال‌ها طول می‌کشد تا به آمادگی لازم برای رسیدن به سطوح بالای موفقیت برسند.

ملکوم گلدول در کتابش با نام Outliers مکررا راجع به قانون ده هزار ساعت صحبت می‌کند و می‌گوید کلید موفقیت در هر زمینه‌ای تا حد زیادی به تمرین کردن یک کار خاص به مدت تقریبا ده هزار ساعت بستگی دارد. او به‌عنوان مثال بیان می‌کند که گروه موسیقی The Beatles تنها در هامبورگ آلمان بیش از هزار و دویست مرتبه بین سال‌های ۱۹۶۰ الی ۱۶۹۴ به اجرای زنده پرداختند که بالغ بر ده هزار ساعت اجرا بوده است. او همچنین ذکر می‌کند که بیل گیتس نیز وقتی در سن سیزده سالگی حدود ده هزار ساعت یا بیشتر را صرف یادگیری برنامه‌نویسی با کامپیوتر دبیرستانش کرد، از قانون ده هزار ساعت پیروی کرده است.

پنج تاکتیک برای غلبه و مهار ترس

ناتوانی ناشی از ترس می‌تواند به مشکلات جسمی و روانی مختلفی بیانجامد. در اینجا با چند راهکار آشنا می‌شوید که با تمرین آن‌ها می‌توان بر ترس‌های خود غلبه و آنها را مدیریت و مهار کرد.

ترس خود را بپذیرید:

بسیاری از افراد به دلایل مختلف از جمله تحقیر شدن یا مورد تمسخر قرار گرفتن ترس خود را انکار یا پنهان می‌کنند. این کار باعث می‌شود که ترس در آنها تثبیت شود و چه بسا به اختلال هراس بینجامد. پس اگر از چیزی، کسی، موقعیتی یا افکاری می‌ترسید، بر ترس خود صحه بگذارید و وجود آن را بپذیرید.

 

غلبه بر ترس

ترس خود را واکاوی کنید:

واکاوی و تلاش برای شناخت مسائل راهی است که بسیاری از مشکلات ما را حل می‌کند. پس از آن‌که پذیرفتید می‌ترسید، نوبت به یافتن علتِ ترس است. این کار را می‌توانید با پرس و جو از والدین خود یا زیر و رو کردن خاطرات قدیمی انجام دهید. بسیاری از مواقع ترس ما ریشه در رویدادی ناخوشایند در کودکی ما دارد و با آگاهی از آن ترس ما نیز ناپدید می شود. همچنین می‌توانید موقعیت‌هایی را که برای شما ترس به همراه دارد با جزئیات تمام تصور و بازبینی کنید. این روش به شما کمک می کند که دریابید واقعا از چه می‌ترسید.

ترس خود را بیان کنید:

بیان مشکل با صدای بلند، ضبط صدای خود یا نوشتن آن، روش‌هایی است که اغلب روان‌درمانگران برای خلاصی از مشکل ترس، توصیه می‌کنند. شما نیز ترس خود را از هر چه که هست، در خلوت با صدای بلند بیان کنید. این کار تأثیر شگفت انگیزی به همراه دارد. می‌توانید حرف‌های خود را ضبط کنید و سپس از منظر فردی بیرونی به آن گوش دهید. بهترین حالت برای این کار نشستن یا ایستادن روبروی آینه در محیطی نیمه روشن و سپس صحبت کردن با تصویر خود در آینه است.

مزیت تنها صحبت کردن یا نوشتن، این است که فرد تحت فشار ناشی از قضاوت شدن قرار نمی‌گیرد. همچنین می‌توانید راجع به ترس خود، برای مخاطب خیالی خود نامه‌ای بنویسید . در این روش هر چه را که به ذهنتان می‌رسد و موجب آزار شما می‌شود، برای مخاطب خیالی بنویسید.

 

غلبه بر ترس

ترس خود را با دیگران در میان بگذارید:

صحبت کردن با دیگری و شخصی که مورد اعتماد شما باشد، مرحله دیگری در مدیریت ترس است. به خاطر داشته باشید فردی را برای این کار انتخاب کنید که با شما همدلی کرده و شنونده خوبی باشد.

با ترس خود روبرو شوید:

این نهایی‌ترین مرحله برای خلاصی از ترس است. توجه داشته باشید که روبرو شدن با عامل ترس باید به صورت گام به گام انجام شود تا دچار شوک نشوید. به این معنی که ابتدا در ذهن خود، با عامل ترس مواجه شوید و بعد از مدتی که این کار را تمرین کردید، به طور واقعی و عینی با عامل ترس خود روبرو شوید.

مثلا اگر از ارتفاع می ترسید به تپه نوردی و کوه نوردی بروید؛ اگر از پیری می‌ترسید به خانه سالمندان بروید و با آنان گفتگو کنید؛ اگر از مرگ می‌ترسید به قبرستان بروید و حتی مراحل غسل و دفن و کفن را از نزدیک مشاهده کنید. اگر از حشراتی مثل سوسک، عنکبوت یا حیوانات خانگی مثل سگ و گربه و مرغ و خروس می‌ترسید، در محیطی امن و آشنا به آرامی به آنها نزدیک شوید و لمسشان کنید. 

چرا وقتی هیچ خطری واقعی وجود ندارد اینطور احساس می‌کنم؟

انسان‌های اولیه به پاسخ‌های سریع و قدرتمند ناشی از ترس احتیاج داشتند، زیرا اغلب در شرایط خطر جسمی قرار داشتند. با این حال، ما دیگر در زندگی مدرن با تهدیدهای مشابه روبرو نیستیم.

با این وجود، ذهن و بدن ما هنوز به همان شیوه  اجداد اولیه مان کار می‌کند و ما نسبت به نگرانی‌های مدرن مثل قبوض، مسافرت و موقعیت های اجتماعی واکنش‌های یکسانی داریم. اما ما نمی‌توانیم از این مشکلات فرار یا به طور فیزیکی به آن ها حمله کنیم!

احساس فیزیکی ترس به خودی خود می‌تواند ترسناک باشد – به خصوص اگر آنها را تجربه می‌کنید و نمی‌دانید چرا؟

یا اگر متناسب با وضعیت نیستند. به جای هشدار دادن در مورد یک خطر و آماده کردن شما برای پاسخ به آن، ترس یا اضطراب می‌تواند برای هر گونه تهدید ذهنی، که ممکن است خیالی یا جزئی باشد، ایجاد شود.

 

غلبه بر ترس

چرا ترس من از بین نمی‌رود تا دوباره احساس عادی بودن کنم؟

هنگامی که با چیزی ناآشنا روبرو هستید، ممکن است ترس یک احساس یک طرفه باشد.

همچنین می‌تواند یک مشکل طولانی و روزمره باشد – حتی اگر نتوانید دلیل خاصی پیدا کنید. بعضی از افراد بدون هیچ گونه محرک خاصی احساس اضطراب مداوم دارند.

عوامل ترس زیادی در زندگی روزمره وجود دارد و شما همیشه نمی‌توانید دقیقاً بگویید که چرا ترسیده اید، یا احتمال این‌که به شما آسیب برساند، چقدر است. حتی اگر می‌بینید چه نسبتی از ترس وجود دارد، قسمت عاطفی از مغز، سیگنال‌های خطر را به بدن شما ارسال می‌کند.

بعضی اوقات برای مقابله با ترس به روش های روحی و جسمی نیاز دارید.

حمله وحشت چیست؟

حمله پانیک هنگامی است که ترس روانی و فیزیکی را تجربه می‌کنید

 افرادی که دچار حمله وحشت هستند می‌گویند که نفس کشیدن برایشان مشکل می‌شود و ممکن است نگران این باشند که دچار حمله قلبی شده اند یا کنترل بدن خود را از دست می‌دهند. 

فوبیا چیست؟

فوبیا، ترس شدید از حیوان، شیء، مکان یا موقعیتی خاص است. افراد مبتلا به فوبیا نیاز مبرم دارند تا از تماس با علت خاص اضطراب یا ترس خودداری کنند. فکر برخورد با علت ترس، شما را دچار اضطراب یا ترس و وحشت می‌کند.

چگونه بدانم که به کمک نیاز دارم؟

ترس و اضطراب می‌تواند همه ما را و در هر زمانی تحت تأثیر قرار دهد. فقط وقتی شدید و طولانی مدت است، پزشکان آن را به عنوان یک مشکل سلامت روان طبقه بندی می‌کنند. اگر چندین هفته احساس اضطراب کردید، یا اگر احساس می‌کنید، ترس، زندگی‌تان را مختل کرده است. حتما به پزشک مراجعه کرده و از او کمک بخواهید.

انتشار در: